X
تبلیغات
رایتل

نیلوفر آبی

بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم...

پیرمرد مهربان

پیرمردی با قطار در حال مسافرت بود به علت بی توجهی یک لنگه از کفش های نو او که به تازگی خریده بود از پنجره به بیرون از قطار افتاد.

مسافران دیگر برای پیرمرد تاسف خوردند ولی پیرمرد بلافاصله لنگه دیگر کفش را هم به بیرون انداخت همه با تعجب به او نگاه کردند ... اما او با لبخند رضایت بخش گفت:یک لنگه کفش نو برایم بی مصرف است ولی اگر کسی یک جفت کفش نو پیدا کند حتما خیلی خوشحال خواهد شد.



خوشبختی یگانه چیزیست که میتوانیم بی آنکه


خود داشته باشیم دیگران را از آن بر خوردار کنیم

[ شنبه 6 آبان‌ماه سال 1391 ] [ 06:54 ب.ظ ] [ نیلوفر ]

[ 3 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه




AvaCode.12